من و درختِ انجیر
در یک تبانی ِابدی
به هم قول دادیم که
کوتاه باشیم و
بلند
فکر کنیم.
+
نوشته شده در 85/09/23 14:11 توسط سمانه
|
می ترسم یک روز
از خواب بیدار شوم
۲ را در ۲ ضرب کنم
و ۴ نشود .
آنوقت با کدام منطقِ فرسو ده ای
اثبات کنم که
هستی ؟
آیا نمی شود
قبل از مرگِ تدریجی ات
ادله ای از جنسِ
" دوست دارم پس هستم "
بیافرینی
تا در مجمعِ عاشقانِ اندیشمند
یا اندیشمندانِ عاشق
برایِ اثباتِ یک حماقت
جیبهایِ مملو از هیچم را
دستپاچه و نا امید
زیر و رو نکنم ؟
...
آیا نمی شود ؟
+
نوشته شده در 85/09/13 10:33 توسط سمانه
|
یک موش کور
نقب می زند به خاطراتم
تا بیابد
گنج عظیم لحظه های بودنش را
و همیشه
فراموش می کند
که کور است
کور...
+
نوشته شده در 85/09/05 12:7 توسط سمانه
|