درخت انجیر تکرار میشوی در درختها و پنجره ها منقطع در خطوطِ عابرِ پیاده متوقف در چراغهایِ قرمزِ سرد در بن بستهایِ نا امیدِ ناگهان ادامه میدهمت در تیرهایِ مبهمِ برق در پیاده روهایِ ممتدِ بی سنگفرش میدوی در من با هجومِ ثانیه ها … میانِ کوچه ی ِ شک گم میکنی مرا ؟
+
نوشته شده در 88/08/29 22:57 توسط سمانه
|
دارم بالا می آورم خودم را در زندگی که تو هی از تویَش می افتی .
+
نوشته شده در 88/08/14 17:28 توسط سمانه
|
از مرگ نمی ترسیدم اما از زندگی چرا . شاید چون ناشناخته بود و مرموز . می خواستم کشفش کنم . اما زندگی دیگر نقطه ی مرموزی نداشت . دستمالی شده بود. مثل ِ آبنباتی که مدتها درمشتت نگهش داری و دستت عرق کند .هرچقدرهم که شیرین باشد می خواهی گوشه کناری از شرش خلاص شوی و دست ِ چسبنده ات را بشوری. اما اگر به دستت بچسبد و جدا نشود... نمیدانم ، حالا از این بگذریم که این روزها زندگی آدامس ِ ته ِ کفش شده . نه شیرین است و نه جدا می شود . فقط هر جا می روی به زور همراهت می آید . وقتی زندگی می شد یک کوچه ی بن بست که هیچ راه فراری نداشتی ، همیشه یک دریچه کوچک انگار که کار گذاشته باشند کنار زاویه های ِ این بن بست ، به دادم می رسید و این دریچه ی مخفی همان دکتر بود . دریچه ای که پشتش پر از قرصهای ِ رنگ و وارنگ بود و یک دکتر ِ آرام که انگار نه انگار که اصلا در این دنیاست . با اینکه در این دنیا نبود خوب آدم را درک می کرد . شاید اقتضای ِ شغلش این بود . اما من به اقتضاات و آرامی اش کاری نداشتم فقط خودم را می رساندم به آن مطب ِ سرد و ساکت که سریعتر قرصها را بدهد و من هم سریعترزندگی را با آنها بجوم و بدهم پائین. با اینکه همیشه فکرمی کردم زندگی که به زور ِ قرص بخواهی بجوی اش مفت ِ سگ نمی ارزد ، اما باز هم نمی دانم چرا دست به دامن دکتر و قرصهایش بودم .
پ ن : احسان صفحه ی نظراتت رانمی توانم باز کنم .تولد تو هم مبارک .
+
نوشته شده در 88/08/08 17:59 توسط سمانه
|
یه درختِ انجیر تویِ حیاطِ پشت خونمون بود... دیروز دیدم حیاطِ خونه خراب شده و اثری از درختِ انجیر نیست . پنجره ی اتاقم , ابتدایِ درختِ انجیر بود . به رسمِ اینکه اسمِ شهیدا رو میذارن اول کوچه...ابتدای اینجا هم باشه به نامِ تو
اسب وحشی
جزیره/آرش گرگانی
ذهن الکن ستاره بشمارد...ذهن یاغی ستاره می چیند

صفحه نخست
تماس
Night Skinانباری
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
Links
اصلا به تو چه ؟!
بهارنارنج
پای دار
پرتگاهی در مه
توکای مقدس
تارا
تساهل
جذام خانه
خود خویش نامه
در ستایش رنج شاعری
صفر مطلق
قلم
کافه کاناپه
کدئین
گاهشمار انزجار
گاومیش
لبه ی تیغ
ناردین
وصله ی ناجور
واژگان خیس
و کلاغی که هیچوقت به خانه اش نرسید
همه می دانند
یادداشت های کیا بهادری
یک نفر شورشی
-
احمد شاملو
ابراهيم نبوی
حافظ ايماني
حافظ موسوی
حمید مصدق
شمس لنگرودي
عباس معروفی
محمدرضا شجریان
منیرو روانی پور
همایون شجریان
-
آرارات
آواز
انجمن شاعران ايران
سل (موسیقی)
کتابهای رایگان فارسی
نقاشی
eBUY
قالب های
نایت اسکین
LinkDump
(سقف خانه ی ما همین کلمات است)/ هوشنگ گلشیری
تقویم / تارا
یک روز بلند شدم که بروم و لبانش را بمکم....
زین خم کوتاه چو بگذری... ( افشین پرورش)
گم شده گر پیدا شود (کیا بهادری)
3 شعر ... ( امین روشنی زاده )
میان من وخدا...(آرش رضایی)
آساره ( حمیدرضا سلیمانی )
به دنیا که آمدم / بکارت احساس یا لختی گوشت ؟ ( ویدا )